بخشهايي از عربستان، قفقاز، گرجستان و نقاط مختلف آسياي صغير را نيز توصيف ميكند.
پيداست كه خودش اين نقاط را ديده و همچنين به اطلاعات دست دوم خوبي هم دسترسي داشته است. توصيف او از تاتارستان جالب است، ولي به دقت توصيفش از هند نيست. تجديد علاقه به حبشه را به او و همچنين به مارينيولي مديونيم.
توصيف او از هند، كه براي نخستين بار از سوي يك فرانسوي است، خيلي مشروحتر از ساير نويسندگان اوليه و گاه دقيقتر از آنهاست؛ ولي در بسياري موارد مشاهداتش خالي از دقت و بيمعني است. محصولات طبيعي، پرندگان، حيوانات، ميوهها و عادات اقوام مختلف چيني را خيلي به تفصيل شرح داده است. ولي ژوردان به هوشمندي پيان دل كارپيني (سيزدهم ـ 1) يا گيوم روبروكي (سيزدهم ـ 2) يا داراي دقت و استعداد مشاهدهٴ ماركوپولو (سيزدهم ـ 2) نبود. او شاهد موارد متعدد سوتي (سوزاندن زنان بيوه) بود، مراسمي كه هيچ تازگي نداشت و حتي در دوران باستان هم آن را ميشناختند. توصيفي مختصر، ولي اساساً درست از پارسيان هند ميدهد، كه اين احتمالاً نخستين توصيف اروپاييان از آنان بود. از دُمها صحبت ميكند، كه از پايينترين طبقات جامعهٴ هندو بودند كه به مردارخواري ميپرداختند. ميدانست كه بسياري از معابد هندو بهدست مسلمانان ويران شده بود، ميدانست كه هندوان موحد بودند و گاو را ميپرستيدند؛ ولي شرحش دربارهٴ قربان كردن هندوها عجيب است. او ميگويد هندوان عقيده دارند 28000 سال از عمر جهان ميگذرد. در جنوب هند شاهد ارث بردن از سلسلهٴ اناث بوده است.1
3. اسپـانيـا
پـاسكـال ويتـوريـايـي
پاسكال ويتوريايي2 (ويتوريا از قرار معلوم مركز ايالت آلوا از ايالتهاي باسكنشين اسپانيا).
فرانسيسي اسپانيايي كه به آسياي مركزي سفر كرد (متوفا 1339).
پاسكال دو ويتوريا در كشور خودش به سلك فرانسيسيان درآمد و درحدود سال 1333 همراه همكيش خودش گونسالوُو ترانستورنا اين محل را ترك گفت (دربارهٴ زندگياش پيش از آن چيزي نميدانيم). او به آوينيون رفت تا به پاپ و به رئيس فرقهٴ خودش گرالدوس گزارش دهد؛ سپس عازم آسيسي و ونيز شد و از آنجا با كشتي روانهٴ درياي آزوف گشت. در تانا پياده شد و در دشت قبچاق به سوي آسياي مركزي به راه خود ادامه داد. سالي را در سراي، واقع در ولگاي سفلا